وفاداري همسران

از ديدگاه اسلام براي پيمودن نردبان صعود و رسيدن به كمال انساني، ازدواج و تشكيل خانواده جايگاه ويژه اي دارد. در محيط و كانون خانواده اي كه بر اساس معيار هاي اسلامي و انساني تشكيل شده است، آسايش تن و آرامش جان و روان انسان تامين مي شود و با تحقق صفا، صميميت، همدلي و هماهنگي، زنگارهاي پريشاني و نا اميدي، خستگي روحي و جسمي زدوده مي شود و همسران مي توانند با سازگاري در محيط نوراني و معنوي مراتب سعادت را يكي پس از ديگري بپيمايند. خداوند منان، زن و مرد را به صورتي آفريده است كه بتوانند پيوسته در منطقه ي جذب و انجذاب همديگر قرار گيرند و عميقا مجذوب يكديگر شوند و نقش آرامشگري خود را ايفا كنند. غيرت و توجه به پاكدامني همسر، زمينه ساز حفاظت از آلودگي هاي مختلف و سبب سازگاري هر چه بيشتر او خواهد شد. البته نبايد فراموش كرد كه به همان ميزان كه غيرت در جايگاه خود در عفت همسر موثر است، غيرت بي مورد نشان دادن، در دوري او از پاكدامني، تاثير مي گذارد. عفت و حيا ، همسر را در حفاظي قرار مي دهد كه او را از ارتكاب هر عمل زشت منافي با شئون انساني باز مي دارد.

چنين همسري هرگز اجازه ي خيانت به همسر را به خود نمي دهد. طبيعتا امانت دار بودن همسر، از عوامل بسيار موثر در ايجاد صلح و سازش در نظام خانواده است، همان طور كه خيانت از زمينه هاي بسيار تاثير گذار در روند تزلزل بنياد خانواده به شمار مي رود. حضرت موسي (ع) از خداوند متعال پرسيد: « خداوندا، پاداش كسي كه به جهت حيا از تو خيانت را رها مي كند، چيست» خداوند فرمود: «پاداش و امنيت در روز قيامت است.» اين روايت نشان مي دهد كه يكي از آثار حيا، ترك خيانت است. در خصوص موضوع مطرح شده به سراغ اكرم رحيمي كارشناس ارشد روانشناسي عمومي و مشاور دفترتخصصي بانوان آفتاب رفته وبه گفتگو نشستيم آنچه مي خوانيد ماحصل اين نشست مي باشد.
همسر وفادار كيست ؟
همسر وفادار: به همسري اطلاق مي شود كه خارج از چهار چوب ازدواج، به دنبال تحقق نياز جنسي و عاطفي نيست.همسر عهد شكن ، به همسري اطلاق مي شود كه به دنبال ارضاي نياز هاي جنسي وعاطفي خود ،خارج از حيطه روابط خانوادگي وزناشويي است .معادل اين واژه ،همسر پيمان شكن ،متخلف وهمسر گمراه (بي وفا )مي باشد .
نفرسوم رابطه : مرديازني كه با همسر عهد شكن ،خارج از چهار چوب ازدواج ،رابطه عاطفي ،جنسي ويا هردو دارد.
بي وفايي: ازبين رفتن حس اعتماد باايجاد روابط فرازناشويي (روابط خارج از حيطه زناشويي وخانواده).
خيانت زناشويي: برقراري ارتباط جنسي با فردي از جنس مخالف ،خارج از چار چوب زناشويي.
ويژگي هاي بي وفايي را چگونه مي توان تعريف كرد؟
لذت جويي اصلي ترين انگيزه بي وفايي است وتنوع طلبي مهم ترين هدف فرد بي وفاست .درابتدا بي وفايي ، همسر فرد بي وفا اطلاعي از موضوع بي وفايي ندارد واين بي اطلاعي همسر ومخفيانه بودن اين جريان ،عامل مهم ايجاد هيجان است .دروغگويي وعدم صداقت ،مهم ترين اصل درروند بي وفايي است . به گونهاي كه همسر فرد بي وفا ، متوجه رفتار راز گونه ي همسر عهد شكنم مي شود.دربي فايي، فرد نمي تواند ازخوگيري ووابستگي به نفرسوم رابطه ،خودداري كند وسعي مي كند هيجانات قبلي رامجدداتجربه كند . همسر فرد عهد شكن ،پس از افشاي بي وفايي همسرش ،دچار هيجانات منفي شديد مي شود .فرد عهد شكن ،تمركز ذهني ويژهاي برنفرسوم دارد وهمواره افكارش متوجه فردي است كه با اوارتباط عاطفي ياجنسي برقرار كرده است.عشق ومحبتي كه لازم است به همسر ابراز شود ،نثار نفرسوم رابطه مي شود وبه تدريج ،شريك زندگي درحاشيه ، قرار مي گيرد .فرد عهدشكن ،اغلب،نيت جدايي ازهمسرش را ندارد؛ هرچند به ظاهر، ابراز عدم تفاهم با همسر راداشته باشد ويابيان نمايد كه درزندگي مشتركش مورد بي توجهي قرار گرفته ودرك نمي شود.
آيا بي وفايي زمينه ساز خيانت زناشويي است؟
رحيمي مشاور دفتر تخصصي بانوان در پاسخ به اين سوال گفت: متاسفانه اغلب بي وفايي ها به خيانت منجر خواهد شد .درواقع بي وفايي سكوي پرتابي براي خيانت به همسر است. زيرا پس از گذشت مدت زمان نامعيني از بي وفايي ، خواه ناخواه ارتباط جسمي وجنسي بين طرفين درگير بي وفايي (همسر بي وفا ونفر سوم رابطه )ايجاد خواهد شد؛مگر درمواردي كه به دلايلي ،روند بي وفايي به بن بست برسد.
عمده ترين ويژگي جريان بي وفايي اين است كه فرد بي وفا پس از ورود به آن اراده ي خود رابراي بازگشت از دست مي دهد وجريان خيانت مانند يك موج مهيب ، فرد را با خود خواهد برد ،هرچند وارد شدن به اين جريان كاري بسيار آسان است .يقينا هيچ همسري شب به اين نيت سر بربالين نمي گذارد كه فردا صبح پس از بيدارشدن به قصد بي وفايي قدم به كوچه وخيابان بگذارد . مانند كسي كه با مواد مخدر درگير مي شود، به آساني ، مواد اعتياد آور را به دست مي آورد وبا افراد درگير ،ارتباط برقرار مي كند ولي خارج شدن از آن كاري بس دشوار است .بيشترين عامل آسيب زا درعهد شكني نيز دشوار بودن خارج شدن از جريان خيانت است . زيرا فرد عهد شكن وارد تله اي شده است كه هر گاه بخواهد ، مي تواند وارد آن شود ولي خروج از آن طاقت فرساست . شايد تابه حال حشره عنكبوت رااز نزديك ديده باشيد .اين حشره با وجودي كه نمي تواند پرواز كند ولي تار هايي مي تند كه به وسيله ي آنها مي تواند حشرات ديگر را به دام خود بيندازد .
حشره اي كه پرواز مي كند از وجود اين تله آگاه نيست وبه محض ورود به تار تنيده شده ،طعمه عنكبوت مي شود.در واقع عنكبوت ، وضعيتي مشابه به جريان بي وفايي دارد .زيرا داراي فرايند وويژگي هايي است كه با وارد شدن حشره به دام ،عوامل حاكم برجريان ، براوغلبه نموده وپيامد هاي ناگوار آن در مورد فرد ، اعمال خواهد شد.
البته شخص بي وفا پس از آنكه به جريان بي وفايي وارد مي شود تصورمي كند نسبت به همه امور موجود تسط وغلبه دارد زيرا استنباط نادرستي از جريان بي وفايي دارد واحساس مي كند هر زمان كه اراده كند مي تواند از اين جريان خارج شود .در صورتي كه اوديگر قادر به انجام چنين كاري نيست .
آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه اكثر افراد ،شناختي از جريان بي وفايي ندارند ودر واقع قدرت اين جريان را دست كم مي گيرند .پس از از آنكه فرد وارد اين جريان مي شود ،عملكرد جريان به كار افتاده وفرد درگير را در مسير مورد نظر ،به همراه خود مي برد .
زماني ماهيت اصلي جريان ،آشكار مي شود كه فرد درگير دچار آسيب ها ومشكلات زيادي مي شود .ناگهان فرد متوجه مي شود كه ديگر قادر نيست ،خود را از آن بيرون بكشد .
گويا يك سيل بنيان كن فرد را باخود مي برد وپس از مشكل آفريني ها وآسيب هاي بسياري كه براي فرد درگير واطرافيانش فراهم مي كند ،به اتمام مي رسد.
چرا بي وفايي نسبت به همسر لذت بخش است ؟
يكي از عمده ترين عواملي كه سبب گرايش فرد به بي وفايي مي شود ويژگي خوشايند بودن آن است كه باعث ايجاد وتداوم خيانت مي شود .تقريبا همه افراد، به گونه اي استعداد بي وفايي به همسر را دارند.
اين امر درميان افرادي با تحصيلات عاليه دانشگاهي وطبقات بالاي اجتماعي نيز مشاهده مي شود .آنچه افراد را مستعد اقدام به بي وفايي مي كند هيجانات نهفته درآن است . ولي سوال اصلي اينجاست كه آيا لذت بي وفايي ،به هنجار است؟
لذت،يكي از مهم ترين انگيزه ها يي است كه به رفتار انسان جهت مي دهد ،رفتاري را به وجود مي آورد ويا مانع شكل گيري آن رفتارمي شود ،لذت هاي طبيعي درحد متعادل ومتعارف هستند .اما لذت بي وفايي به دليل هيجانات افراطي ومخفيانه بودنش ، بيشتر وپررنگ تر از لذت طبيعي است .لذت بي وفايي ،با هنجار هاي اجتماعي درتضاد است وبا اخلاق ،قوانين وگاها موازين شرعي وفرهنگي جامعه مغايرت دارد.اين گونه لذت ها به دليل مشكل آفريني براي فرد وسايرين ،بهنجار وطبيعي نيست .زيرا هم شخص اقدام كننده به خيانت وهمسر او وهم شخص سومي كه به حريم مشترك يك زوج وارد مي شود ، دچار آسيب ومشكل مي شوند .
آشكار شدن اين لذت ،نگراني وفشار رواني بالايي را به همراه داردوپس از به اتمام رسيدن بي وفايي ،احساسات ناخوشايند ونامطلوب ،جايگزين احساسات لذت بخش قبلي خواهد شد . از آنچه گفته شد مي توان چنين نتيجه گرفت كه لذت بي وفايي ،لذت به هنجار وطبيعي نيست زيرا به واسطه ي مقدار وميزان بيش از اندازه ي هيجانات مثبت آن ،اثرات همه جانبه اي را دررفتار وعواطف شخص بي وفا به جا مي گذارد.
چگونه يك فرد وارد روابط فرا زناشويي مي شود ؟
اكرم رحيمي كارشناس مركز تخصصي بانوان درپايان اينگونه پاسخ داد: روابط خارج از حيطه زناشويي بطور تصادفي وناگهاني ويا حتي با تصميم قبلي اتفاق نمي افتد ،بلكه موقعيتهايي باعث وقوع اين پديده مي شود. همچنين اين معضل خانوادگي داراي مراحلي است كه تحت عنوان چهار گام دسته بندي مي شود.
گام اول: اشتغال ذهني
گام دوم:ارتباط كه شامل مرحله مكالمه وگفتگو ،مرحله توجيه، مرحله فريبكاري ،مرحله برانگيختگي هيجاني
گام سوم: تعميق روابط عاطفي
گام چهارم : تشديد ارتباط ودر گيري خانواده
باپشت سر گذاشتن گام هاي بي وفايي ،همسر عهدشكن ازهمسر وفرزندانش ،فاصله ي بيشتري پيدا مي كند.
مقدار اين فاصله با ميزان توجه وعواطفي كه صرف شخص محبوب مي شود رابطه ي مستقيم دارد . يعني هرچه فرد با نفر سوم ، زمان بيشتري را بگذراند واحساسات مثبت بيشتري را تجربه كند ، به طور ناخود آگاه توجه وتمركز كمتري روي مسائل خانواده واز جمله همسر مي نمايد.
از آنجا كه ميزان عشق ورزي، توجه ومهرورزي يك فرد ،مقدار مشخصي است ،به تدريج همسر بي وفا از تعامل وارتباط انساني ،معنوي ،احساسي،عاطفي وجنسي با همسر خود مي كاهد.


کلیه حقوق این سایت نزد بانو سرای آفتاب محفوظ است
طراح شرکت نیکو پردازان جی - Copyright © 2017