نگاهی به نقش مادر در قالب رسانه

از مادر ها دست نیافتنی تا مادر های واقعی

سوگل رضایی_ مادری را اگر بخواهیم تعریف کنیم بر خلاف نقش های دیگر مانند پدر، فرزند، وکیل یا پرستار بودن، تنها به یک نقش اجتماعی نمی رسیم بلکه عموما « مادر»هم به نقشی اجتماعی اشاره دارد و هم به نقشی فردی، با هاله ای از  قداست که مراجعی چون دین، عرف و جامعه، جایگاه آن را همواره رفیع و منزلتش را گرامی داشته اند.

مطالعات فرهنگی از تمدن ایران اسلامی از عمق احترام مردم این سرزمین به مقام مادری حکایت دارد؛ مفهوم «مادر» در فرهنگ ایرانی همواره مورد ستایش بوده و بروز و ظهورش با مفاهیمی چون ایثار، گذشت ،فداکاری و مهربانی عجین بوده است. در عصر حاضر، آنچه می تواند در راستای همان فرهنگ و تمدن متعالی حرکت کرده، مقام مادری را مورد تکریم و تجلیل قرار دهد رسانه است.

امروزه رسانه ها قوی ترین ابزار برای طرح و رواج اندیشه ها و کارآمدترین وسایل برای نفوذ فرهنگ و نگرش ها به قلب جوامع هستند. از این رو نام رسانه سرفصل بسیاری از مباحث اجتماعی قرار گرفته و در این میان مبحث« زن و رسانه»از اصلی ترین موضوعاتی است که در دهه گذشته مورد نظر اندیشمندان، جامعه شناسان و مخصوصا دست اندرکاران مسائل زنان بوده است. واقعیتی که نمی توان آن را نادیده گرفت این است که زنان در طیف گسترده ای از اشکال رسانه ای همچون فیلم ها، سریال های تلویزیونی، روزنامه ها و مجلات به تصویر کشیده می شوند و «مادر» و « نقش مادری» نیز همواره یکی از پر چالش ترین و در عین حال پر طرفداترین موضوعاتی است که رسانه به آن می پردازد. در این میان هرگز نمی توان قدرت مانور هنر هفتم و مخصوصا تلویزیون را با سایر اشکال رسانه یکسان دانست. تلویزیون و سینمای یک کشور می تواند ابزار بازنمایی جایگاه یک مفهوم و یک ارزش در آن کشور باشد. در تلویزیون و سینمای کشور ما نیز به وفور نقش «مادری» به تصویر کشیده شده و مورد چالش قرار گرفته است. مشخصا در تلویزیون بارها و بارها شاهد سریالهایی بوده ایم که یکی از نقش های سریال «مادر» بوده است.آنچه محل بحث است نوع پرداختن به این نقش و جایگاه آن در سریال های تلویزیونی است.

مادرهای کلیشه ای

 مادر در سریال های تلویزیونی قدیمی همچون «در پناه تو»، «آرایشگاه زیبا» و «در قلب من»، دارای هویتی مهربان و فداکار و از خود گذشته است که همیشه دغدغه فرزندان و اینده آنان را دارد. چنین سریال های تلویزیونی پر هستند از انواع و اقسام مادران کلیشه ای. مادرانی که صرفا مادر هستند. بدون اینکه تاثیری در روند کل ماجرا داشته باشند. بیش از اندازه مهربان و دلسوزند، حمایت های بی جا می کنند، غصه می خورند و حاضرند برای خوشبختی بچه هایشان هر کاری انجام دهند. در گونه دیگری از سریال های قدیمی همچون «پدر سالار»مادر کاری انجام نمی دهد جز اینکه غمخوار بچه ها باشد، غذا جلویشان بگذارد و سوال پیچ شان کند. میانه روی پیش بگیرد و منفعلانه رفتار کند؛ گویی مادرهرگز از خود اختیاری نداشته است. همیشه هم دست آخر با یک تشر سکوت می کند و دلش می شکند.

مادرهای خودخواه

در سالهای بعد و با ورود نویسندگان و کارگردانان به سوژه های اجتماعی تر و دغدغه مند تر، شاهد بروز انواع مختلفی از نقش های مادر در سریالها بوده ایم. مادران تحصیلکرده و شاغل یک نمونه از این نقش هاست که در سریالهای مختلفی چون «مرگ تدریجی یک رویا»، « مادرانه »،«سایه روشن» و ...به نمایش در آمده اند؛ نکته عجیب آنکه در این گونه سریالها، تحصیلات عالیه برای زن به نوعی پرستیژ اجتماعی تبدیل شده حال آنکه وقتی همین زن برای ادامه تحصیلات و ارتقای شغلی تلاش میکند مورد نکوهش قرار می گیرد؛ گویی سریال می خواهد بگوید یک مادر نمی تواند هم در مقام اجتماعی و شغلی خود رشد کند و هم مادری کند. و همسر و فرزندان هم وظیفه ندارند مادر را برای رسیدن به آرمانهای متعالی اش همراهی و یاری کنند.

مادرهای دست نیافتنی

«مادر» در برخی سریالها به قدری خوب و کامل است که گویی تبدیل به فرشته ای دست نیافتنی می شود . او هرگز ناراحت نمی شود، عصبانی نمی شود، اشتباه نمی کند، هیچ گونه آرزو و علاقه مندی شخصی ندارد و فقط نصیحت می کند. نمونه این نوع مادران، مادربزرگ سریال «به کجا چنین شتابان» است؛ او حتی وقتی متوجه سر به هوایی نوه اش می شود، سعی می کند او را به زبان خوش به راه بیاورد و به دامادش هم که می داند آدم شارلاتانی است کلی احترام می گذارد و کلا آدم خیلی خوبی است و هوای همه را دارد. مادر در سریال« روز حسرت» نیز چنین است.او چنان کامل و بی نقص است که از حوزه باور خارج می شود. همزمان هم وکیل قابلی است و هم کدبانوی خانه است. امکان ندارد خطا کند، مو لای درز کارهایش نمی رود، دائما نصیحت می کند و همه چیز در خانه تحت کنترل اوست. پرداختن به چنین کارکترهایی در فیلمها بد نیست اما آنچه این کارکتر ها را با مشکل مواجه می کند باور پذیری چنین نقش هایی است. به نظر می رسد فاصله این نقش ها با آنچه در جامعه وجود دارد بسیار زیاد است.

مادرهای واقعی

گرچه تلویزیون در بسیاری از سریالهایش نتوانسته چهره درستی از یک مادر در عصر و شرایط کنونی را ارائه دهد اما اگر نخواهیم از حق بگذریم باید بگوییم کم هم نبوده اند سریالهایی که نقش مادری را آنگونه که هست نشان داده اند. مادر در سریال های « ترش و شیرین»،« پایتخت» ، «همسایه ها» و «تا ثریا»، مادر در این سریال ها حق دارد عصبی بشود، خطا کند، گاهی آشپزی و تمیز کاری و بشور و بپز را تعطیل کند، به خودش و علاقه مندی هایش برسد، عاشق بشود، از قالب های کلیشه ای محافظه کارانه خارج بشود، مسئولیت های متفاوت بپذیرد، گاه با فرزندانش تندی کند و گاه بر سختی روزگار بتازد اما همچنان ذات مهربان و دلسوز و فداکارش را حفظ کند. او در هر شرایطی محور خانواده است، خواه در کنار همسر باشد، چون «همای پایتخت» و خواه بدون همسر و در مقام سرپرست خانواده همچون «نصرت ترش و شیرین» و « ثریای تا ثریا» و «گوهر همسایه ها»؛ او همواره اثر گذار و سرنوشت آفرین و ماندگار است. دیالوگ های گاه خشمگیانه و گاه با عطوفت، گریه های بی اختیار در لحظات احساسی، نگرانی برای آینده فرزندان و ...که همه منطبق با تجربیات زندگی واقعی است و چهره واقعی «مادر ایرانی»را نمایش می دهد.


کلیه حقوق این سایت نزد بانو سرای آفتاب محفوظ است
طراح شرکت نیکو پردازان جی - Copyright © 2017